گۆڤاری شیکاری ئاماژه کوردستانی رۆژهه‏ڵات

وێبڵاگێکی فه‏رهه‏‏نگی سیاسیه و به د‌‌‌ه‏وری کێشه‏ی کورد دا دەگه‏ڕێ ''''''''''''''''''''''''''''' نووسه‏رانی ئه‏م وێبلاگه‏ بریتین له ئاکام.ئارام. هه‏ڵوەدا.سه‏عدی و تاپۆ

خیانت آمریکا به کردها و عواقب آن

             ئاکام امینی

حمله ارتش ترکیه به کوه قندیل به بهانه سرکوب پ.ک.ک و متعاقب آن نقص حریم هوایی حکومت فدرال کردستان در شمال عراق بار دیگر پ.ک.ک و حکومت کردستان را در صدر اخبار جهان قرار داد. اکثر خبرگزاریهای و تحلیلگران سیاسی به بررسی ابعاد و چگونگی این حمله پرداخته و از زوایای مختلف به نقد  و تحلیل آن نشستند و هم اکنون نیز گمانه زنیها در مورد آن همچنان ادامه دارد:

برای سیلدوز و آزاد تبریز عزیز:

(قسمت دوم)


ترک؟؟؟
تاریخ؟؟؟؟؟؟
فرهنگ؟؟؟؟؟؟
سلام بر دزدان مدرن ترکستان! سلام بر آذربایجان ترکی که تاریخش به بیش از 700 سال نمی رسد سلام بر ترکان مغول و تاتار اشغالگر که 700 سال پیش به ایران آمدند و ایران را به گند کشیدند، سلام بر سرزمین آذربایجان که اساس تاریخ و فرهنگش به دروغ بنیان نهاده شده است! سلام بر گرگان عقده ای که برای شکار بره ای از تاریخ شیرمردان و قهرمانان کُردستان در سرگردانی و سردرگمی ملی به سر می برند، سلدوز دروغگو! بهت تبریک می گم که این بار هم توانستی با کمک آزاد تبریز عقده ای، دوباره با دزدی نمودن وقایع تاریخی کُردها و فارسها عقده ی مغولی و آلتی و چنگیزی خود را بر سر ایرانیان اصیل خالی کنید، این آزاد تبریز کیست که تا این حد عقده ای مادرزاد بوده است که هویت ترکها را در آستین هویت کُردی می بیند، نکنه مادران و خواهرانتان با پدران و شیرمردان کُرد کُردستان عقد ازدواج بسته اند و اینطور با کُردها همخونی و همخوانی تاریخی و شباهت تاریخی با آنها پیدا کرده اید؟ شاید کُردها را خیلی متمدن و با فرهنگ یافته اید و به خاطر نداشتن کشور و پرچم مخصوص به خود در سطح کشورهای بین المللی و جهان می خواهید آثار و وقایع تاریخی شان را به خودتان نسبت دهید و گفته اید که اینها ( کُردها ) که حکومت و کشور نداشته و سرزمینشان کُردستان، صاحبی ندارد و هیچ کشور و ملتی به رسمیتشان نمی شناسد پس بیاییم و تاریخشان را به خودمان نسبت دهیم چه کسی می داند. یا اینکه این قدر کمبود شخصیتی و تاریخی دارید که مجبورید این کار را بکنید

حیزبه‌کانی باشووری کوردستان خه‌ڵکیان خه‌ساندووه‌

 هۆکاره‌کانی هێرشی تورکیا بۆ سه‌ر ناوه‌نده‌کانی پ.ک.ک و به‌زاندنی سنووره‌کانی هه‌ریمی کوردستان و بۆمباردمان کردنی، سێ ته‌وه‌ره‌ی سه‌ره‌کی ئه‌م وت و وێژه‌ن که‌ له‌گه‌ڵ ئاکام ئاواره‌ سازدراوه‌.                                                            ئاماده‌کردنی شیلان                                                                                                       

نقدی بر اظهارات نژادپرستانه ی یکی از ترکهای به اصطلاح روشنفکر آذربایجان « توران تبریزلی »

  اخیراً عده ای از ترکهای نژادپرست و کم سواد که از جانب بیگانگان و خارج از مرزهای ایران خط می گیرند و عنوان روزنامه نگار و وبلاگ نویس را نیز با خود یدک می کشند در بعضی از روزنامه ها ، وب سایتها پرده از تفکرات نژادپرستی خود برداشته و به توهین و بی احترامی به ملیتهای داخل ایران و خصوصاً کردها پرداخته اند. این گروه که با هدف اختلاف و آشوب در بین ملیتهای داخل ایران سعی در مسموم کردن فضای منطقی و علمی حاکم بر  آن دارند، ساحت مقدس قلم و نویسندگی را نیز با لجن زار شوینیسم آلوده نموده اند. ما روزنامه نگاران  کرد که در یک تعامل منطقی و اکادیمیک با فعالان  ترک و آذری به سر می بریم  ضمن محکوم کردن آنان - که الحمدلله تعدادشان از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی کند-  خود را از مجادله با آنان دور نگه می داریم و به درج یادداشتهای پژوهشگر فارس زبان(آقای علی رضا – فارس) بسنده می کنیم. پیشاپیش از مردم عزیز ترک آذری به خاطر عدم مقبولیت  و ترد تفکر این عده قلیل تشکر می نماییم و امیدواریم یاداشتهای این پژوهشگر را توهین به خود و ملیت عزیز ترک آذری قلمداد نکنند بلکه همچنانکه خودشان نیز در جا جای یادداشتهایشان اظهار داشته اند منظورشان ترکهای نژادپرست و فتنه انگیزند که از بیگانگان خط می گیرند.                                                                                                                      ئاماژه نقدی بر اظهارات نژادپرستانه ی یکی از ترکهای به اصطلاح روشنفکر آذربایجان « توران تبریزلی »
در سایت
www.radist.org  
در خصوص تاریخ و فرهنگ و سرزمین کُردها در کُردستان
علی رضا – فارس

باسێک و بازێک-

- باسێک و بازێک-

ک.ج هــــه­ڵوه‌د

 چاوخشاندنێک به‌ سه‌ر بیره‌وه‌رییه‌کانی «محه‌ممه‌د نووری»دا

چه‌ند مانگێک له‌مه‌وبه‌ر کتێبی بیره‌وه‌رییه‌کانی محه‌ممه‌دی نووری له‌ ژێر ناوی (شه‌وێک و خه‌وێک) پێکه‌وه‌ له‌گه‌ڵ دیوانه‌ شێعره‌که‌ی به‌ ناونیشانی (بستووی ژیان) چاپ و بڵاوکرایه‌وه‌. ئه‌م چاوخشاندنه‌ له‌سه‌ر بیره‌وه‌رییه‌کانی دواوه‌و و ئه‌گه‌ر ژیان مه‌ودا بدا ئه‌وه‌ شێعره‌کانیشی شیاوی شی­کردنه‌وه‌ن. پێش هه‌مووشت دیاره‌ که‌ شێوازی ره‌خنه‌گرتن ئه‌وه‌ نیه‌ که‌ ره‌خنه‌گر به‌ چاوێکی ته‌نگه‌وه‌ بڕوانێته‌ نووسراوه‌ی به‌رده‌ستی­و به‌ڵکوو حه‌ق ئه‌وه‌یه‌ هه‌موو لایه‌نه‌کانی نووسراوه‌که‌ وه‌دیار خرێن.

تأملی بر «شوهر آهوخانم»

پیش درآمد:

رمان حجیم «شوهر آهو خانم» نوشته نویسنده کرد «علی­محمد افغانی» است. افغانی این رمان را در سال 1340 در گمنامی منتشر کرد و در حالیکه تنها سه ماه از انتشار آن می­گذشت بعنوان کتاب برگزیده سال انتخاب شد و هم­اکنون هم در کنار «بوف کور» صادق هدایت «جای خالی سلوچ» محمود دولت­آبادی «تنگسیر» صادق چوبک و ... جزو ده رمان برتر ایران قلمداد می­شود. در مورد عظمت این کتاب محمد اسلامی ندوشن     می­گوید: «جا دارد دهن انسان در برابر چنین کتابی از تعجب باز ماند».1 و مرحوم محمدعلی جمالزاده هنگام انتشار این کتاب به بزرگ­علوی نوشت: «در واقع باید من و امسال من دکان نویسندگی­مان را تخته کنیم».2

ناسیونالیسم له ئه­ندێشه­ی فیرده­وسی و خانیدا

ئاکام ئه­مینی               سه­ره‌تا(به­شی یه­که­م)  ئه­گه­ر فیرده‌وسیی فارسان به ­هۆنینه­وه‌ی شانامه توانیبێتی که­سایه­تی و ناسنامه­یه­کی به­به­قاو نه­مر بۆ فارسان بخوڵقێنێ، ئه­و‌ا ئه­‌‌حمه­دی­خانی کوردیش به دانانی مه­م و زین وه‌ها شاکارێکێ نه­مر و خۆڕاگری خوڵقاندووه‌ که گه­رده‌لوولی مێژوو نه­یتوانیوه‌ زه‌ڕڕه‌یه­ک له جوانکاری و زه‌رافه­ته­کانی ئه­و رووداوه‌ میللی­یه که­م­کاته­وه‌، ئه­مرۆ فارسان به خوێندنه­وه‌ی شانامه وه‌ها هه­ست و عاتیفه­یان بۆ خاک و وڵاتیان لێوڕێژ ده‌بی، که کوردێک به خوێندنه­وه‌ی مه­م و زین و په­یڤه هه­ست ورووژێنه­کانی خانی ده‌روونی دارماڵی خۆشه­ویستی و نیشتمان په­روه‌ری ده‌بێ.

 

چه‌ند په‌یڤێک بۆ رۆمانی «رێگا»

نووسه­ر: (ک.ج)هه­ڵوه‌دا

 

 

]به‌رکوڵ: رۆمانی رێگا نوسراوه‌ی چیرۆکنووسی به‌ناوبانگی کورد «محه‌ممه‌د مه‌ولوود-مه‌م»ه‌. وه‌ک ئیسماعیل به‌رزه‌نجی ئاماژه‌ی پێده‌کا و ده‌ڵێ«له‌ ٢٠⁄٠١⁄١٩٨٧ دا ده‌سنووسه‌که‌ی­دا به‌ من تا بۆی پاکنووس بکه‌م ...» ده‌بێ مه‌می نه‌مر پێش ساڵی ١٩٨٧ له‌ نووسینی ئه‌م رۆمانه‌ بووبێته‌وه‌. له‌و سه‌روبه‌ندانه‌دا رۆمانی کوردی رێگه‌ێێکی کورتی بڕیبوو، به‌و حاله‌شه‌وه‌ مه‌م له‌ رۆمانی رێگادا خاوه‌نی شێوازێکی تایبه‌ت و ته‌کنیکێکی دیاره‌. ئه‌و رۆمانه شیاوی ئه‌وه‌یه‌‌ به‌ وردی لێک بدرێته‌وه‌ و به‌ پوختی له‌ سه‌ری بنووسرێت. ئه‌وه­ی‌ به دوای ئه‌و به‌رکوڵه‌دا دێت ده‌سکه‌وتی چاوخشاندنێکی خوێنه‌رانه‌یه‌‌و به‌س.

 

تاثیر جهانی شدن بر اقلیت های قومی ونقش مطبوعات محلی دراین فرایند

   نویسنده: جعفر احمدی

مقدمه:

 عمده ترین بحث در خصوص تاثیر فرآیند جهانی شدن بر اقلیت های قومی و محلی حول این محور می چرخد که در جریان جهانی شده به علت فشردگی زمان و مکان و کاهش حاکمیت دولتها مفاهیمی همچون ملیت و هویت ملی دچار تغییر شده و باید بازتعریف شوند.دراین خصوص مولفه های هویت بیش از پیش برای قومیتها اهمیت پیدا میکند.دیدگاهای متضادی در خصوص اینکه در جریان جهانی شدن هویت های جدیدی که فرهنگ جهانی را ایجاد میکنند،ظاهر می شوند وجود دارد.عده ای هم از ادغام فرهنگ های محلی  در فرهنگ جهانی اظهار نظر کرده اندو فرهنگ جهانی رامترادف آمریکایی شدن دانسته ه اند.البته به این دیدگاها نقد هایی وارد شده است وبه طور گلی این مقاله جهانی شدن را در ایجاد بسترهای مناسب برای ظهور ناسیونالیسم قومی ورها شدن قومیتهای مستحیل شده در داخل دولت_ملت برسی می کند .در این مقاله به این نکته تاکید میشود که جهاتی شدن به خودی خود همه فرهنگ های محلی وقومی را در فرایند دولت سازی درگیر نمی سازد ،بلکه فرهنگهایی را که از الگوهای مناسب وپویایی برای ظهوردر عرصه بین المللی وجهانی برخوردارند یا به نحوی برا ی نسل خود پیامی نو داشته باشند را در بر می گیرد.همچنین نقش رسانه ها و مخصوصآ مطبوعات در اگاهی دادن به قومیت ها برسی می شود.  ماهیت جهانی شدن:1.فرایند جهانی شدن نظام یافته ومرحله به مرحله نمی باشدودر نقاط مختلف جهان به اشکال متفاوت ومتناقضی ظاهر میگردد.گسترش سریع واژه جهانی شدن در سراسر عالم حکایت از اهمیت آندارد. البته جهانی شدن تنها یک واژه جذاب ودهن پر کن نیست وانسان قرن بیست ویکم نمی تواند آن را نادیده بگیرد2. 

«احزاب كرد،سياست خارجي، وابستگي ايدئولوژيك»

          نوشته: سعدی سرگلی azadbi_mukiryan@yahoo.com              مطلب فوق در سل 2004 در دوهفته‌نامه‌ روژهه‌لات با ذکر نام استعاری «سمیه ابراهیمی» منتشر گردیده که نگارنده(سعدی سرگلی) با توجه به تکرار شرایط انتشار دوباره آن را الزامی میپندارد. ضمنا نام نویسنده از نام استعاری «سمیه ابراهیمی» به «سعدی سرگلی» تصحیح میگردد.

 

جنبش زنان و واقعیتها

                                                      

        نوشته:سعدی سرگلی 

 مقدمه                                                                                    

در بررسی تاریخ بشریت به فاکت انکارناپذیری میرسیم مبنی براینکه هرگاه شکافها و معضلات و مناقشات اجتماعی- اقتصادی و سیاسی در جوامع بشری به منتهیالیه خود رسد، ذهنیتهای آرمانشهرگرا در بین جوامع موجودیت یافته و با ترویج بینشهای ایدهآل و آرمانی خود از جامعه، مبنی بر جامعهای که در آن ظلم و ستم رخت بربسته و آزادی، برابری و برادری و انسان دوستی جایگزین آن شده، تلاش مینماید از شدت منازعات و تأثیرات مخرب آنها بکاهد در حالی که جامعه در این استراتژی خود برآوردی آنی از کاراکترهای دخیل، واکنشی مقابلهگرایانه داشته و بدون آنالیز، تحلیل و درک مسئله و بدون در نظر گرفتن شرایط ذاتی هر فرایند هدفمند و کارا- مبنی بر تطابق سوژه و ابژه، ترسیمنمایی از آلترناتیوهای پیش گرفته و همخوانی زمانی و اقتضایی پلاتفورمهای پیشنهادی- به اجرای راهبرد میپردازدکه در پایان سنتزی جز کشیدن به رهیافتهای آرمانشهرگرایی و ایدئالیسم تشدید شده نخواهد داشت یعنی تعادل و توازن بین نظریه و عمل و سوژه و ابژه یا به عبارتی«دیالکتیک نظریه و عمل همتراز» جای خود را به تئوریات خشک آرمانگرا میدهدکه آن نیز به عمیقتر شدن شکاف بین نظریه و عمل و خستگی و انحراف نیروهای درگیر در مسأله میانجامد. که باید پذیرفت در بسیاری از موارد انحرافات آنها عواقب منفی مضاعفتر از کارکرد اصلاحیشان بجای خواهد گذاشت. جنبشهای فمینیستی نیز از این واقعیت مثتثنی نیستند. آنچه مسلم است هنوز در نظر گرفتن شرایط زمانی، مکانی و ماهیتی در حل مسائل و تعارضات از همان نقص سنتی خود یعنی دشواری یا عدم تطابق و به عبارتی فاصله بین واقعیت و ذهنیت رنج میبرد.

تابستانی خزان زده و زمستانی بی بهار-

                 

     نویسنده :  ک.ج(هه لوه دا) 

زمستان بی­بهار شیوه نوی از نگارش اتوبیوگرافی یا بازسرایی زندگی است. تار و پود بافته این کتاب در رنگدانی از رمان فرو برده شده و در واقع در این بازسرایی رویش نهالی از رمان به روشنی پیداست.آنچه که باعث بسط دادن این دوران و نیز دوران تحصیل تا پایان کلاس ششم ابتدایی شده است(که آنهم ١٠٨ صفحه را شامل می شود) اهتمام یونسی در ثبت سنت ها، آداب و رسوم و افکار اشخاص مختلف آن دوران بوده است که نویسنده به زیرکی آنها را در لابلای کلامها، رفتارها و گفتارهای اشخاص دخیل در زندگی­اش گنجانده است.تصویرسازی ها و تشبیهات زیبایی در جای جای صفحات کتاب به چشم می­خوردکه لذت متنی ادبی را به خواننده القا کرده و دمی چند بر انگیزه خوانش او می­افزایند.

استقرار دمکراسی در خاورمیانه « بهببودبخش منازعات قومی، بسوی حل مسئله کرد»

         سعدی سرگلی               azadbi_mukiryan@yahoo.com  اشاره: مطلب فوق در سال 2003 نگاشته شده و اکنون با توجه به مطابقت با شرایط موجود دوباره منتشر میگردد.

اگرچه ظهور بحران در كردستان را نمي توان به نقطه زماني بخصوصي محدود ساخت و مسلم است كه كرد از ابتدا دچار بحرانهاي اجتماعي اقتصادي سياسي و فر هنگي  ـ كه  از داخل و خارج بر وي تحميل شده ـ بوده است اما مي توان اوج بحران در كردستان را از سال 1933 و بعد از تصويب عهد نامه لوزان دانست كه در آن« امپرياليسم غرب جهت پيشبرد اهداف استعماري با همكاري تركهاي توطئه‌گر كمالي، اعراب و شاهان سلطنتي ايران كردستان را بعنوان مستعمره مشترك  تقسيم مي نمايند تا كرد و كردستان بعنوان ملت و سرزميني كه هويتشان به تاراج گذاشته شده مطرح گردند و اينجاست كه عصر جديدي براي كردها آغاز و مسئله كرد به فرم نويني مطرح مي گردد  و از آن لحظه به بعد كردهاي تقسيم شده جنگ را نه صرفا بخاطر حقوق ملي بلكه براي پيوند و اتحاد مشترك  در بين خود ادامه دهند»

سروودهای سنگی شيرکو بيکه س = سروودە به‏ردینه‏کان

 

ادبیات حاصل از ترجمه را باید به عنوان یکی از عناصر سازنده ادبیات هر ملت بررسی کرد. این گفته توماشفسکی است که روبر اسکارپیت در اثر جاودان -جامعه شناسی ادبیات- آورده اس ت.اسکارپیت ترجمه را خیانتی خلاق می داند. خیانت از این لحاظ که ترجمه اثر را در نظامی از ارجاعات جای می دهد که برای آن نظام خلق نشده است و خلاق بدین دلیل که ترجمه با فراهم اوردن امکان تبادل ادبی تازه برای اثر با خوانندگانی گسترده تر، واقعیت تازه ای به آن می بخشد و آن را غنی تر می کند. چون نه فقط موجب تبادل بقای آن می شود، بلکه وجود دومی به آن می دهد. شاید قابلیت خیانت پذیری یک اثر ادبی نشانه عظمت آن باشد. زبان و ادبیات کردی در چند سال اخیر مصداق چنین شواهدی بوده است. از یک طرف با ترجمه شاهکارهای ادبی به زبان خودی بر عمق و غنای خویش افزوده و از طرف دیگر از رهگذر ترجمه و با پذیرش آن در بین گروه اجتماعی کشورهای دیگر صاحب وجود دوم و چندمی نیز شده است. 

 

نقدی بر كتاب «گورستان چراغان» اثر شیركو بی‌كس

 نقدی بر كتاب «گورستان چراغان» اثر  شیركو  بی‌كس

شعر مبارزه، شعر اندیشه، شعر تهی   

مهلتی برای اندیشه نیست؛ برخیزیم و ... بيندیشیمبرگردانده شده و در 135 صفحه منتشر شده است. مترجم در مقدمه می نویسد:« گورستان چراغان سرگذشت سرنوشت ملتی است كه گروه گروه به دست حرامیان میليشیای بعثی اسیر می شوند و ... آنگاه سگان سیه فام پیشاپیش مرگ به پیشباز آنان می شتابند.»شعر با سرشك، حسرت، آه و درد شروع می شود، در فریاد « انفال» و حلبچه به اوج می رسد و با وای بر «حیران» و وای از غربت بیابان و وای از شبانگاهان به انتها می رسد.زان كویرهازيرِ زیرفریادی از ردیف گورهاژرفِ ژرفبه فرودستخاك همچنان مرا می نگاردآنسان كه تبر می نگارددرخت را وآنسان كه ملخ می نگاردخوشه های گندم را و آنسان كه تور می نگاردماهیان رادر بانگ منخداوندِ بادمی آشوبدو در تنهایی منمی آرمدبه فرودستگردبادي به تنوره‌ي خاكنه آب را مجال نگاه داده و نه پروانه را مجال شيدايي... 

نقدي بر رُمان «حصار و سگ‌هاي پدرم1»

 گذر از دیوار ناهموار حصار 

رضا كريم مجاور (تاپۆ) rezatapo@yahoo.com

                                                 

 حدود دو دهه از ترجمه‌ي شاهكارهاي ادبيات كُردي به فارسي مي‌گذرد. البته در دهه‌ي اخير، پابه‌پاي افزايش آثار ترجمه‌يي زبان‌هاي زنده، بر تعداد آثار ترجمه‌شده از زبان كُردي نيز افزوده شده است؛ اما كمبودي كه در اين زمينه به چشم مي‌خورد، وجود مترجمان تواناست. هنوز در اين عرصه، مترجمي كه ترجمه‌هاي بي‌نقص و يا دست‌كم، كم‌نقصي را ارايه كرده باشد، متأسفانه ظهور نكرده است. اين امر هم چند دليل مشخص دارد:

« حقوق بزهکاری زنان »

 

  فرهاد ناصری: دانشجوی  کارشناسی حقوق

امروزه‌ در تمام دنیا مبارزه‌ علیه‌ جرم که‌ همیشه‌ مورد نفرت و انزجار افراد هر اجتماع است، مورد توجه‌ محققان، قضات، روانشناسان، جامعه‌شناسان، زیست شناسان و حتی افراد مذهبی قرار گرفته‌ است. به‌ همین جهت هر کس بر حسب تخصص و شغل خود آنرا مورد بررسی قرار داده‌ و کوشیده‌ است که‌ علت آن را كشف کند.

 

 

کۆمه‏ڵناسی و فیمینیسم

 

                            جامعه‌شناسي و فمينيسم

                            نویسنده: عبدالله رحمانی

   مقدمه

   هرگاه به واژه‌ي فمينيسم برخورد مي‌كنيم اكثراً دچار دو اشتباه اساسي مي‌شويم، اول آن‌كه اغلب افراد اين ديد را از فمينيسم دارند كه: فمينيسم؛ يك نظريه و مقوله‌ي زنانه است و درصدد سركار آوردن يك نظام زن سالارانه در جامعه ‌مي‌باشد و با مردان بيگانه و سرجنگ و دعوا دارد. بايستي تنها زنان در مورد آن بخوانند، بنويسند و حتي فكر كنند. حال آنكه واقعيت بر خلاف اين ديدگاه اكثريت مي‌باشد و فمينيسم يك مقوله‌ي اجتماعي بوده و داراي تمام ويژگي هايي است كه هر مقوله‌ي اجتماعي ديگر دارد و با تفكر غلط ديكتاتوري زن‌سالاري كاملاً متفاوت است. حال اگر اين فرض غلط را درست هم بگيريم و فمينيسم را با اين ويژگي‌ها قبول بداريم وآن را مسأله‌ي صرفاً مخصوص زنانه هم بنگاريم باز هم 50% از كل هر جامعه‌اي مي باشد حال مسأله‌ي سوال‌برانگيز اينجاست كه كدام ديكتاتوري و كدام نظريه‌ي جامعه شناسي داراي اين‌ گستردگي و اين نفوذ مي باشد.

بزووتنه‏وەی خوێندکاری کورد

 

جنبش دانشجویی کردی فرصت ها وچالش‌های فراروی آن

 azadbi_mukiryan@yahoo.com  سعدی سرگلی

 اشاره

در عصري كه نوعي بي‌اطميناني، تنش و نا‌آرامي جوامع بشری را خصوصاًدر كشورهاي غير دمكراتيك فراگرفته، تحركات و جست وخيزهاي اجتماعي شدت و سرعت قابل توجهي را به خود مي بيند. انسانهايي كه آشكارا و پنهان بحرانهاي عظيم را احساس مي‌نمايند در پي آلترناتيوي هستند كه وضع كنوني را به سوي مرحله‌اي نوين و كارگشا رهنمون سازد.بر اين اساس چاره‌انديشي بشر بدآنجا منتهي گشته كه گفتمان مسلط دموكراسي را كم‌نقص‌ترين آلترناتيو پيش‌روي خود بينگارد آنچنانكه اكثريت انديشمندان پذيرفته اند «بدترين نوع دموكراسي،از بهترين نوع ديكتاتوري بهتر است».

چرا کتاب نمی خوانیم ؟

 

آکام امینی

چکیده:

کتاب و کتابخوانی از جمله مباحثی هستند که گرچه قدمت آنها به قدمت آفرینش انسان است اما امروزه به مدد تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ضرورت توانمندسازی فکری و عملی انسانها موضوعیت بیشتری یافته اند و با برخورداری از دو رویکرد تاثیرپذیری و تاثیرگذاری باب بسیاری از مباحث را به روی خود گشوده اند. این مقاله ضمن داشتن نیم نگاهی به علل و عوامل موثر در عدم رغبت به مطالعه و کتابخوانی ، سیستم آموزش رسمی را با تاسی از دیدگاه فرهنگی و اجتماعی مورد نقد و مداقه قرار می دهد.

 

چرامطا لعه نمی کنیم؟

جعفر احمدی

زمانی که سوال به این صورت مطرح شود اولین چیزی که به ذهن ما خطور میکند این است که طی تحقیقات جامع به این نتیجه رسیده ایم که کتاب مطالعه نمی شود، لذا برای همین است که علت آن را جویا می شویم ؛ در مرحله بعدی این موضوع مطرح می شود که جهت دسترسی به کتاب هیچ مشکل ومانعی وجود ندارد. یعنی کتاب هست ولی خوانده نمی شود در این جا بنابراین فرض ما از مشکلات اقتصادی که عمده ترین مانع جهت دسترسی به کتاب استصرفه نظر می کنیم وموانع این پدیده ( یعنی عدم مطالعه) را در مسایل اجتماعی و فرهنگی جویا می شویم .

ئاماژە له‏سه‏ر تۆری ئینتێرنێت

گۆڤاری ئاماژە دوو ساڵ له‏مه‏وبه‏ر له شاری بۆکان به هیممه‏تی چه‏ند لاوێکی دڵسۆز دەردەچوو، به‏ڵام دوای ماوەیه‏ک به هۆی هه‏ندێ گرفت ودانانی کۆمه ڵێ قه‏دەغه‏و قۆرغ دەستی له کار کێشاوە و نووسه‏رانی په‏رەوازە بوون، ئه‏مرۆ به‏خته‏وەرانه دوای چه‏ندین دانیشتن و دانووستان بڕیاری بڵاوکردنه‏وەیماندا و به‏م شێوەیه دۆستان و لایه‏نگرانی ئاماژە به‏ ئادره‌سی وێبڵاگ: http://AMAJE.kurdblogger.com دەتوانن بابه‏ت و نووسراوەکان ببینن و ڕاو و پێشنیارەکانیان بۆ جوان‏کردن و ڕازاندنه‏وەی ئاماژە ئاراسته بکه‏ن. به‏و هیوایه‏ی که بابه‏ته کانی ئاماژە و نووسه‏رانی له گه‏وهه‏ری نایابی رەخنه‏ی رەخنه‏گران خۆی به بێ‏به‏ش نه‏زانێ .



دوابابه‌ته‌کان
خیانت آمریکا به کردها و عواقب آن
برای سیلدوز و آزاد تبریز عزیز:
حیزبه‌کانی باشووری کوردستان خه‌ڵکیان خه‌ساندووه‌
نقدی بر اظهارات نژادپرستانه ی یکی از ترکهای به اصطلاح روشنفکر آذربایجان « توران تبریزلی »
باسێک و بازێک-
تأملی بر «شوهر آهوخانم»
ناسیونالیسم له ئه­ندێشه­ی فیرده­وسی و خانیدا
چه‌ند په‌یڤێک بۆ رۆمانی «رێگا»
تاثیر جهانی شدن بر اقلیت های قومی ونقش مطبوعات محلی دراین فرایند
«احزاب كرد،سياست خارجي، وابستگي ايدئولوژيك»
جنبش زنان و واقعیتها
تابستانی خزان زده و زمستانی بی بهار-
استقرار دمکراسی در خاورمیانه « بهببودبخش منازعات قومی، بسوی حل مسئله کرد»
سروودهای سنگی شيرکو بيکه س = سروودە به‏ردینه‏کان
نقدی بر كتاب «گورستان چراغان» اثر شیركو بی‌كس
نقدي بر رُمان «حصار و سگ‌هاي پدرم1»
« حقوق بزهکاری زنان »
کۆمه‏ڵناسی و فیمینیسم
بزووتنه‏وەی خوێندکاری کورد
چرا کتاب نمی خوانیم ؟
چرامطا لعه نمی کنیم؟
ئاماژە له‏سه‏ر تۆری ئینتێرنێت